أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

382

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

[ يعنى : ] از دلائل واضحه قدرت و عظمت الهيه آن است كه در وقعه فيل هريك از حبشيان كه بودند مغلوب شدند . محاجن حبشيان براى اينكه فيلها را به كعبه سوق كنند از زير بغلهاى آنها بيرون نمىآمد . اگرچه حبشيان بينيهاى فيلها را نيز بريدند كه پيش بروند موفّق نشده بازپس مراجعت نمودند . حبشيان براى اينكه فيلها را پيشتر سوق و روانه نمايند به‌جاى تازيانه كلنگ استعمال مىكردند و سرهاى حيوانهاى بيچاره را مجروح نموده و مىخواستند پيش بروند . مع ما فيه بر حسب حكمت فيل محمود مجبور به مراجعت شده و عموم حبشيان كه در آنجا بودند مقهور شدند . قطعهء آتيه را به امية بن ابى الصّلت نسبت مىدهند . فقرموا فصلّوا ربّكم و تمسّحوا * باركان هذا البيت بين الاخاشب فعندكم منه بلاء مصدّق * غداة ابى يكسوم هادى الكتائب فلمّا اتاكم نصر ذى العرش ردّهم * جنود المليك بين ساق و صاحب فولّوا سراعا هاربين و لم يؤب * الى اهله الاجياش غير عصائب [ يعنى : ] برخيزيد برخيزيد به حضرت واجب الوجود كه خداى شماست تقديم دعا نماييد و ستونها بيت معظم را مس نموده و تبريك نماييد . مىدانيد ابويكسوم كه كوماندان و رئيس حبشيان بود در وقعهء خود بلايى را ظاهر ساخت كه نمىتوان انكار نمود . زمانى كه صاحب عرش پاك فتح و ظفر را به شما فرستاد سر كرده‌هاى آن كوماندان را از بزرگ و كوچك مغلوب نمود . حبشيان را آنقدر پريشان كرد كه در حالتى كه به وطن خود مراجعت مىكنند همان دسته و جمعيّت كوچك آنها توانسته‌اند معاودت نمايند . ( ابويكسوم اسم شخصى است كه در اردوى حبشيان از طرف ابرهه وكالت و رياست مىنمود ) اگرچه ابرهه براى اينكه از اين ورطهء هولناك رهايى يابد از نفيل الملكى كه در تحت اسارت او بود استمداد نمود و ليكن نفيل گفت : اين المفرّ و الا له الطالب * و الاشرم المغلوب لى الغالب